نشانی از تو میبینم -------------------- سراغی از تو میگیرم

نمیدانی که من در هر ستاره --------- که مه را تا سحر یار و ندیم است
و یا در چهره سرخ شقایق ------------ که خود بازیچه دست نسیم است
نشانی از تو میبینم -------------------- سراغی از تو میگیرم
نشانی از تو میبینم -------------------- سراغی از تو میگیرم
نمیدانی که من در قطره اشک ------- که روزی مظهر خشم تو بوده
ویا در شط خونین افق ها -------------- که روزی منظر چشم تو بوده
نشانی از تو میبینم -------------------- سراغی از تو میگیرم
نشانی از تو میبینم -------------------- سراغی از تو میگیرم
در اندوه غریبان ------------------------- در آه بی نصیبان
در آن شبنم در آن گل ------------------ در عشق پاک بلبل
در ایام بهاران---------------------------- در آب چشمه ساران
در آن سرگشتگیها  -------------------- در این گمگشتگیها
نشانی از تو میبینم -------------------- سراغی از تو میگیرم
نشانی از تو میبینم -------------------- سراغی از تو میگیرم
من اینک در رواق کهکشانها ----------  در آوای هزین بادبانها
در آن رنگین کمان پیر و خسته--------- در آن اشکی که بر مژگان نشسته
در آن جامی که خالی مانده از می --- در آوایی که بر میخیزد از نی
نشانی از تو میبینم -------------------- سراغی از تو میگیرم
نشانی از تو میبینم -------------------- سراغی از تو میگیرم

+   حسن ; ٢:٤۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by hfm ; sang khara